یه جشن کوچولو در مهد
عزیز دلم به دلیل مشغله کاری زیاد که از ساعت 6:30 تا 17:30 می بایست سرکار باشم متاسفانه نتونستم ششم آذر نود ویک برات جشن تولد بگیرم . و از آنجایی که خودت هر روز می گفتی : مامانی کی برام تولد می گیری ؟ از خاله فاطمه که مدیر مهد بود خواستم فعلاً توی مهد قرآن یه جشن کوچک برات بگیره تا وقتی که سر فرصت خودم برات جشن تولد سه سالگیت رو بگیرم .و خیلی خوشحالم که با گرفتن تولد در مهد دوستای مهدت هم تو شادی تولدت شریک شدن . خدایا همه بچه ها رو در پناه خودت سالم نگه دار.
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

دوستت دارم ، بیشتر از خودم ، کمتر از خدایم
چون عاشق توام و محتاج خدایم .....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه جشن کوچولو در مهد
